
همین الآن یه ایمیل برام اود خیلی باهاش حال کردم گفتم بزارم شما هم حال کنین
فقط مواظب باشین حالی به حولی نشین که به مشکل بر میخورین
یه زحمت بکشین برین ادامه مطلب
اینجا هم کم کم داره Steam out شروع میشه و دیگه کاری نمیشه کرد
هرچند از نوروز 40 روزی گذشته ولی من این مطلب را تازه دیدم
به هرحال خوندش خالی از لطف نیست
منبع:http://kheradban.blogfa.com/ خردبان
چند دوست دوران دانشجويي كه پس از فارغ التحصيلي هر يك شغل هاي مختلفي داشتند و در كار و زندگي خود نيز موفق بودند، پس از مدت ها با هم به دانشگاه سابق شان رفتند تا با استادشان ديداري تازه كنند. آنها مشغول صحبت شده بودند و طبق معمول بيشتر حرف هايشان هم شكايت از زندگي بود. استادشان در حين صحبت آنها قهوه آماده مي كرد. او قهوه جوش را روي ميز گذاشت و از دانشجوها خواست كه براي خود قهوه بريزند.
روي ميز ليوان هاي متفاوتي قرار داشت;شيشه اي، پلاستيكي، چيني، بلور و ليوان هاي ديگر. وقتي همه دانشجوها قهوه هايشان را ريخته بودند و هر يك ليواني در دست داشت، استاد مثل هميشه آرام و با مهرباني گفت:بچه ها، ببينيد;همه شما ليوان هاي ظريف و زيبا را انتخاب كرديد و الان فقط ليوان هاي زمخت و ارزانقيمت روي ميز مانده اند.
دانشجوها كه از حرف هاي استاد شگفت زده شده بودند، ساكت بودند و استاد حرف هايش را به اين ترتيب ادامه داد:«در حقيقت، چيزي كه شما واقعا مي خواستيد قهوه بود و نه ليوان. اما ليوان هاي زيبا را انتخاب كرديد و در عين حال نگاه تان به ليوان هاي ديگران هم بود. زندگي هم مانند قهوه است و شغل، حقوق و جايگاه اجتماعي ظرف آن است. اين ظرف ها زندگي را تزيين مي كنند اما كيفيت آن راتغيير نخواهند داد.
البته ليوان هاي متفاوت در علاقه شما به نوشيدن قهوه تاثير خواهند گذاشت، اما اگر بيشتر توجه تان به ليوان باشد و چيزهاي با ارزشي مانند كيفيت قهوه را فراموش كنيد و از بوي آن لذت نبريد، معني واقعي نوشيدن قهوه را هم از دست خواهيد داد. پس، از حالا به بعد تلاش كنيد نگاه تان را از ليوان برداريد و در حاليكه چشم هايتان را بسته ايد، از نوشيدن قهوه لذت ببريد.
توی تربت کم آدمی پیدا میشه که از افغانی ها خوشش بیاد این هم بخاطر خاطرات بدی هست که از این ملت داریم که این واقعیت رو میتونید تو این ببینید که هیچ کارگر افغانی توی تربت کار نمیکنه یعنی بهش کار نمیدن
ولی با خوندن یه شعر نظر من درباره این قوم عوض شد گفتم شاید شما هم دوست داشته باشید بخونید
پس به ادامه مطلب برید
نگین سیاسیه به خدا نیست شهدا سیاسی نیستن شهدا نرفتن که ما فقط ازشون استفاده کنیم شهدا با غیرت بودن نمی دونم من و شما یا بقیه این غیرت رو داریم که وقتی کلاه خود شهدا رو کف خیابون های بغداد می بینم به رگ غیرتمون بر بخوره خداییش من که هر لحظه می بینم حالم بدتر میشه خدا.......فقط حسین و فاطمه مظلوم نیستن به خدا جونای ۱۵ ساله ی ایرانی ام مظلومن اونایی که برا ما مردن ولی امروز کلاهشون زیر پای اعراب بی غیرت...، نمی دونم غیرت ما ایرانیا کجاست
بای ذنب قتلت
کلاه خود سربازان شهید ایرانی همچنان در کف خیابان های بغداد است
شمشیر عربی برفراز کلاه خود ۵۰۰۰شهید مظلوم کاش میمردم و اینو نمی دیدم ، برادران عرب برادران شیعه، برای حسین آبرو مومن و حتی کافر محترم بود حالا شما هی بگین علی ولی الله ،بخدا شما کار شمر رو میکنین از شمر بدترین چه شیعه تون چه سنی
اینا هم فرزندای فاطمه اند ، خودش انتقامشون رو از ساکتین و ناکثین میگیره
یا علی
شیراز ...شاه چراغ...شیرازی هایی که بعد از خواندن نماز از شدت خستگی این کار طاقت فرسا نقش زمین شدن !!!

عبد الله النجدی یکی از مفتیان وهابی در عربستان سعودی در پاسخ به سوالی در باره فوتبال ، حلال بودن آن را مشروط به 14 شرط کرد!
سوال: جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و.. نیفتیم.
جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیر را رعایت کنید:
واقعیتش این ایمیلی که برام اومد رو می خواستم پاک کنم قبل از این که بخونمش گفتم از این چرندیات همیشگی هستش ای لاو یو و تو تو قلب منی و ................
ولی وقتی یه نگاهش کردم و نظر این بچه ها رو خوندم گفتم شاید بد نباشه شما دوستان که این مطلب رو می بینید نظرتون رو درباره ی این مطلب بگید
|
امشب دلم برای همتون تنگ شده
برای تک تکتون
خواستم اسم تک تکتونو بیارم اما گفتم نکنه یکی از قلم بیفته
خواستم هرکیو با یه چیزی نام ببرم گفتم نکنه عزیز دلی ناراحت بشه
فقط میگم دلم برای تک تکتون تنگ شده
برای لحظه لحظه ای که بهتون فکر کردم از همون روزی که وارد دانشگاه شدم تا الان که دلتنگم

به یاد روزهای خوش دانشگاه و دوستای گلی که تو این مدت داشتم
و ایام کنکور که روزای خوشی بود